
اقتصاد مقاومتي سرلوحه شعارهاي ماههاي اخير همه مسئولان شده است. ما در برابر سختترين تحريمها در تاريخ كشورمان هستيم. اگرچه به مدد همراهي مردم و امكانات وسيع كشور، بسياري از اين تحريمها اثر چنداني نداشته و ندارد اما از سوي ديگر نميتوان آنها را ناديده گرفت.در چنين شرايطي، كمك گرفتن از تودههاي مردم براي گذر از اين «پيچ تاريخي» بهترين و مؤثرترين شيوه است.
مردم نشان دادهاند شرايطي بسيار پيچيده و سختتر از امروز را در سالهاي نخستين انقلاب و جنگ از سرگذرانده و از آن امتحانات سربلند بيرون آمدهاند. نكتهاي كه آنان را تمام قد در ميدان نگه داشته و آماده هر نوع فداكاري ميسازد، همراهي مسئولان نيز است. به عبارت سادهتر، شما نميتوانيد از مردم بخواهيد تا از بسياري از خواستههايشان دست شسته و از خودگذشتگي كنند، اما خودتان در پيشپاافتادهترين امور، حاضر به گذشت نباشيد و مرتب به رقبايتان، چنگ و دندان نشان دهيد. مردم از سويي شاهدند كه تمام مسئولان آنها را دعوت به ايثار و مقاومت ميكنند و از سوي ديگر هر روز در رسانهها شاهدند مسئولان و دولتمردان براي به كرسي نشاندن رأي و خواست خود، حاضر به قانونشكني يا حتي وضع قوانين جديدند.
دعواهاي قوه مجريه و مقننه بر سر ابقا يا عزل سعيد مرتضوي، يكي از دهها نمونه از اين كشمكشهاست. معلوم نيست در حالي كه رهبر انقلاب با استفاده از هر فرصتي به كارگزاران نظام، لزوم حفظ يكپارچگي را گوشزد ميكنند، چرا آنان بر سر ابقا يا عزل يك چهره جنجالي، اين چنين به جان هم افتادهاند. آيا توصيه به اقتصاد مقاومتي، يك سياست مقاومتي و سياستمداران و مسئولاني مقيد و مقاوم را طلب نميكند؟ و در آن صورت آيا اين است معناي سياست مقاومتي، در شرايطي كه تمام جهان براي اين سرزمين و مردم و آرمانهاي آن خط و نشان ميكشد؟
جالب آنجاست كه تمام اين بزرگواران نيز، هر كجا كه كم ميآوردند و پاسخ درخوري براي اعمال و رفتار عجيب خود ندارند، از مردم مايه ميگذارند و پاي آنان را به ميان ميكشند؟ آيا بهتر نيست اين حريف طلبيدنها و يقهگيريهاي سياسي براي وقتي ديگر بماند و نظر به موقعيت حساس كنوني، هر روز مردم را با شنيدن اخباري از اين دست نگران نكنيم؟ تصور كنيد اگر اين همه انرژي كه صرف مسائل حاشيهاي و دعواهاي جناحهاي سياسي كشور ميشود، صرف رسيدگي به امور مردم و حل مشكلات متعدد جاري آنان ميشد، چقدر از اين مشكلات حل شده و رضايتمندي خلق خدا را به دنبال داشت. نميتوان در تريبونها و سخنرانيها شعار مردم دوستي و تعهد داد، اما در عمل به دنبال هواهاي نفساني خود بود! مردم اينها را ميبينند و ميفهمند.
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 481303
+ نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1391ساعت 2:4  توسط محمد حسین جعفریان
|


الحق و الانصاف اين ضربالمثلهاي قديمي، دريايي از معرفت و اندرزند و بيشك پشت هر كدام از آنها دنيايي از تجربه و آزمون و خطاست. از آن جمله است اين مثل معروف كه گاه شتر با بارش از سوراخ سوزن رد ميشود و گاه از دروازه رد نميشود. اين ماجرا حكايت آقاي الياس نادران شده است در مجلس شوراي اسلامي. اين نماينده محترم مردم تهران فرمودهاند: «۳۰۰ جعبه خاتم كاري شده دستمالكاغذي روي ميز نمايندگان قرار دارد. با توجه به وضعيت اقتصادي كشور و لزوم صرفهجويي، اينگونه خرجها درست نيست!»
بيترديد هركه اين تذكر را بشنود، گوينده را تحسين ميكند و ما هم ميگوييم گلي به جمال چنين دقت نظري. اما انگار اين عزيز يادشان رفته كه همين يكي دو ماه پيش بسياري از نمايندگان به مبلغ ۱۰۰ ميليون تومان رهني كه براي منزل نمايندگان در نظر گرفته شده بود، سخت معترض بودند و ميگفتند با اين پول نميتوانند منزل مناسبي براي سكونت بيابند يا در مورد پرداختهاي مشابه ديگر! يكي دو ماه پيش هم وضعيت اقتصادي مملكت همين بود و لزوم صرفهجويي واجب. چطور آنجا كسي پيشقدم نشد و حالا جعبههاي خاتمكاري دستمالكاغذي شدهاند مصداق اسراف!
لابد يادتان هست، كار به آنجا كشيد كه مسئولان مجلس، به نمايندگان تذكر دادند در مناطق متوسط و فقيرنشين شهر ساكن شوند تا مشكلات اين طبقات را دريابند. يعني جنوب خيابان آزادي و زياد سمت محلات شمال شهر نروند كه ۱۰۰ ميليون تخصيصي براي رهن خانه،كم بيايد. به گمان اين قلم، استفاده از آثار و صنايع دستي مملكت در ادارات دولتي قابل تقدير و تشويق است و نه مصداق اسراف. وقتي اصرار داريم مراكز دولتي حتماً يك درصد از بودجه را به خريد آثار هنري اختصاصدهند و از آنها كه اين مصوبه را اجرا نميكنند گلايه ميكنيم، اگر مركزي پيدا شد و از صنايع دستي بهره برد، نكوهشش نكنيم. جان كلام اينكه؛ برادر جان! مصداقهاي بيپايان براي اسراف و ريخت و پاش از جيب ملت و بيتالمال در همه دستگاهها هست كه نمايندگان بايد جلويش را بگيرند.
بگذريم. در نقل اين ماجرا دو نكته قابل تذكر است كه گوشزد ميكنيم. اول آنكه مدتهاست مردم در محلات متوسط و پايين شهر تهران، نماينده و مدير كل و وزير و وكيل را در همسايگيشان نميبينند چرا و چگونه اين بزرگواران با آن شعارها، كم كم به آن بالا بالاها كوچ كردند تا آنجا كه براي تغيير ذائقه بايد به ايشان تذكر داد ؟ و دوم با طرح چنين بديهياتي، توجه به بداخلاقيهاي اقتصادي را در اين حد پايين نياوريد و برويد سراغ آنجا و آنها كه بايد! وقت شما بيشتر از اينها ارزش دارد. همان مثل شتر با بارش و فلان و اينا!
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 480424
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1391ساعت 11:38  توسط محمد حسین جعفریان
|

همه ساله و در تولد كريم اهل البيت، امام حسن مجتبي (ع)، رهبر انقلاب ميزبان شاعران كشورند. اين سنت حسنه بيش از دو دهه است كه ادامه دارد و هيچ سال و به هيچ دليلي لغو نشده. بايد باشيد و ببينيد شاعران اين سرزمين با چه شور و شعفي از اقصي نقاط مملكت جمع ميشوند، نمازي به امامت رهبر معظم انقلاب ميخوانند و بعد پاي سفره افطار مينشينند و سپس به شعرخواني ميپردازند. چند سالي است كه شاعران پارسيگوي از ديگر نقاط جهان نيز ميهمان اين محفل ميشوند. چندين ساعت شاعران يكييكي شعر ميخوانند و رهبر انقلاب با دقت و شوق فراوان ميشنوند و گاه توصيهاي ميكنند و تذكري ميدهند. اهميت اين ميهماني ساده در آن است كه همه ساله فرصتي براي شاعران پيشكسوت و جوان ـ در كنار هم ـ فراهم ميشود تا نزد عاليترين مقام اين سرزمين هنرنمايي كنند. در حالي كه هيچ مقام و مدير ديگري تا امروز چنين فرصتي به شاعران ـ با اين نظم هر ساله ـ نداده است، حتي مسئولان رده يك فرهنگي مملكت كه شايد اين مهم در شمار وظايف سازمانيشان باشد!
تصور كنيد اگر مسئولان نظام چنين سنت حسنهاي را پيشه ميكردند، چه ارتباط زنده و پربركتي ميان اهل فرهنگ و هنر مملكت با بدنه اصلي نظام برقرار و چه ثمرات ارزشمندي نتيجه آن ميشد، به طور مثال جلسات منظم لااقل سالانهاي از اين دست را رؤساي قوا يا حتي برخي وزيران و مسئولان رده بالاي مربوطه و مرتبط، ميتوانستند با ديگر اهالي فرهنگ و هنر داشته باشند؛ با نويسندگان، سينماگران، خوشنويسان و نقاشان، اهالي تئاتر و ... ولي دريغ! ترديد نكنيد عموم اهالي فرهنگ و هنر اين آب و خاك، بيش از هر چيز احترام و توجه ميخواهند و جلساتي از اين دست ميتواند مرهمي باشد بر بسياري از آلام و بيمهريها تا خستگي يكسال تلاش و آفرينش را از تنشان بيرون كند. كاش ديگر مسئولان اين آب و خاك هم از رهبر انقلاب بياموزند. كدام يك از آنها مشغلهشان بيشتر از ايشان است؟
پس از گذشت دو دهه، خود به خود، ماه رمضان و اين محفل به مهمترين اتفاق هر ساله در تقويم شعر فارسي بدل شده است. به ويژه آنكه چندي است شاعران پارسيگوي از شبهقاره هند، افغانستان، تاجيكستان و ... نيز به اين جلسات ميآيند و چه افتخاري بالاتر از اين براي شاعران ميهمان غير ايراني، كه رهبر كشور و مردم اين ديار، دل به سرودههايشان ميدهند. يكي از آنها پس از خواندن شعرش نزد رهبر انقلاب با هيجاني كه قادر به پنهان كردنش نبود، ميگفت: «حالا شادمانم كه شاعري پارسيگوي هستم زيرا از وزير خارجه مملكتم با من، در كشور شما، محترمانهتر رفتار شد. كي آقا آنها را به افطاري و مجلس صميمي شعر خواني را ميدهد؟!» اين ميهماني گذاشتن، تاجي زرين بر سر شعر فارسي است.
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 480260
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1391ساعت 11:20  توسط محمد حسین جعفریان
|

مشاهده رفتار برخي مسئولان در اين شرايط كشور، واقعاً آدم را متحير ميكند. به تعبير دقيق مملكت الان در يك «پيچ تاريخي» است و بيش از هر زمان نيازمند آرامش، وحدت و پرهيز از خودزنيهاي بينتيجه. با اين حال هر روز دولتمردان مردم را با نگراني و جنجالي تازه روبهرو ميكنند. رهبر انقلاب بر يكپارچگي كارگزاران نظام تأكيد ميكنند، اما رسانهها پر است از خط و نشان كشيدن اين جماعت براي هم.
از چند ماه مانده به المپيك كه معلوم نيست با چه نيت و چه فايدهاي، موجي از جابهجاييها در فدراسيونهاي ورزشي شروع شد، مديراني بركنار شدند كه قبلاً خود همين آقايان با سلام و صلوات آورده بودندشان. برخي هم الحق و النصاف خوب كار كردند، اما ناگهان آن هم در اين برهه معلوم نشد چرا عذرشان را خواستند. تا روز افتتاح بازيها هم معلوم نبود خلاصه ما را تعليق ميكنند يا نه. هيچكس هم نگفت اين همه دعوا و جنجال رسانهاي چه ثمري داشته؟ اگر اين جابهجاييها بعد از المپيك انجام ميشد، آسمان به زمين ميآمد.
اين جنجال فروكش نكرده، پروژه سينمايي لاله افتاد سر زبانها. هر چه دلسوزان سينمايي مملكت ميگويند بودجه چند ميلياردي را كه از جيب دولت ميخواهيد به اين فيلمساز ايراني ساكن امريكا و هاليوودي بدهيد به چهار تا جوان مستعد بدهيد. لااقل صرف موضوعات مهمتر كنيد. ميگويند؛ نه تا جايي كه مجلس وارد شده و آقاي سالك كه عضو كميسيون فرهنگي است گفته: «لازم شود مسائل پشت پرده ساخت فيلم لاله را بازگو ميكنيم!» خوب ملت هم اين دعواها را ميبينند و در رسانهها دنبال ميكنند و فكر ميكنند در پشت پرده و ميان مسئولان نظام چه خبر است؟! شوربختانه، كم هم نيستند اين دعواها و خطونشان كشيدنها.

يكي ديگرش همين جنجال آقاي مرتضوي! انگار فقط ايشان از آسمان افتادهاند پايين براي رياست سازمان تأمين اجتماعي! از قبل هم دعوا و قول شرف و كلي بگير و ببند بود. خوب اين نشد يكي ديگر پدرجان! چرا اينقدر با اعصاب مردم و ۳۰ ميليون عضو بيمه اجتماعي بازي ميكنيد. تازه خوب است به شما سفارش كردهاند دعوا نكنيد. دعوا ميكنيد رسانهاياش نكنيد. خوب است خودتان ميدانيد دشمن از اين دعواهاي شما كلي سر كيف ميشود و مردم مضطرب و جگر خون! مجلس وقتي پافشاري عجيب دولت را در انتصاب مرتضوي ديد، دست به دامان ديوان عدالت اداري شد. ديوان رأي به بركناري مرتضوي داده، اما معاون رئيسجمهور خيلي راحت گفته: اجرا نميشود! مرتضوي سرجايش هست. آقاي توكلي نماينده مردم تهران هم گفته: بعد از رأي ديوان، مرتضوي صلاحيت رياست ندارد. اگر عزل نشود، خود وزير كار هم نبايد باشد. يك نماينده ديگر هم گفته: موضوع را از طريق استيضاح و قوه قضائيه پيگيري ميكنيم. شما را به خدا بگوييد ملت در اين ميان چه گناهي كرده كه بايد تاوان لجاجت شما را بپردازد؟
وقتي دولتمردان اينقدر راحت قوانين را ناديده ميگيرند و كلي هم موارد بياعتنايي به قانون قبل اين مشاهده شده، چطور رويتان ميشود از ديگران قانونمداري بخواهيد؟
آيا اين برهه زماني وقت اينجور دعواهاست؟ واقعاً پشت پرده چه خبر است؟ چرا كسي اينها را سرجايشان نمينشاند؟
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 480012
+ نوشته شده در شنبه 14 مرداد1391ساعت 19:39  توسط محمد حسین جعفریان
|

كنترل ضايعات پلاستيك، مهمترين چالش محيطزيستي انسان امروزي است. اين مواد براي تجزيه و بازگشت به طبيعت قرنها زمان نياز دارند و آلودگيهاي شديد و طولاني مدتي را سبب ميشوند. حالا جالب است بدانيد، جواني شيرازي، به فرمولي دست يافته كه از همين ضايعات و زبالههاي خطرناك نوعي «گريس» مرغوب توليد ميكند، گريسي كه در صنايع نفت و گاز، هوانوردي و. . . كاربرد فراوان دارد و انحصار توليد آن در دست يكي دو كشور جهان است. براي واردات هر كيلوگرم از اين محصول، حدود ۲۰۰ دلار ارز صرف ميشود. اما او حاضر به عرضه نوع بهبود يافته و بسيار بهتر از اين گريس در مقايسه با نمونه خارجي آن و با قيمت تمام شده، حداكثر ۳۰ هزار تومان در هر كيلوگرم است.
«محمود طالبانپور» از دوستان قديمي من است. مهندس شيمي و در شركت گاز منطقه فارس مشغول كار است. چند روز پيش آمده بود تهران تا نمونه كارش را عرضه و خريداران را به ويژه در بخش دولتي به خريد محصولش ترغيب كند. آنقدر دلش پر بود كه ضمن نقل مشكلات چند بار بغض كرده و نزديك بود بزند زير گريه! ميگفت با وجود آنكه عمده مسئولان و به ويژه مديريت شركت گاز منطقهاي فارس دلسوزانه هر كمكي كه توانستهاند را از او دريغ ندارند، اما بازهم تا ميآيد كار به مرحله نهايي و خريد برسد، كساني پيدا ميشوند و سنگاندازي ميكنند ودوباره همه چيز به خانه اولش باز ميگردد.

در آخرين مورد برخي او را متهم كردهاند نوع خارجي گريس را خريده و بر آن است تا جاي محصول ساخت خود عرضه كند! لذا خواستار ارائه فرمول آن شدهاند. فكرش را بكنيد، نوع خارجي حدود ۲۰۰ دلار در هركيلوگرم قيمت دارد. او حاضر است هر مقدار از اين محصول را با كيلويي حداكثر ۳۰ هزار تومان توليد و عرضه كند. كدام ديوانهاي ممكن است برود محصولي را كيلويي ۲۰۰ دلار بخرد و ادعا كند به هر مقدار كه بخواهند، كيلويي ۳۰ هزار تومان حاضر به فروش آن است؟! از سوي ديگر چون پس از يك دهه كاغذ بازي هنوز موفق به ثبتجهاني كشف و اثر خود نشده، چگونه فرمولي را كه يك عمر براي كشف آن زحمت كشيده در اختيار ديگران قرار دهد؟
قبلاً و در همين ستون از معضلات نخبگان برايتان چند باري نوشتهام، از روند خطرناك مهاجرت آنها. محمود طالبانپور هم ميگويد با انتشار خبر اين كشف من، از سوي چندين دانشگاه و سفارتخانه خارجي با من تماس گرفته و پيشنهاد بورس و اقامت و خريد محصول و فرمول را به من دادهاند. اما من كشورم را دوست دارم. دلم ميخواهد پس از اين همه مشقت، كارم را در سرزمين خودم به توليد انبوه برسانم. او پيش از اين نيز «سم گل جاليز» را كشف كرد و ساخت كه انقلابي در توليد سموم كشاورزي به شمار ميرود. اما اين كشف او نيز به توليد انبوه نرسيد.
طالبانپور كه مهمترين معضل نخبگان مخترع و مكتشف را فاصله هولناك توليد نمونه اوليه تا توليد انبوه ميداند، نامهاي نوشته بود و از من خواست تا آن را به دفتر رهبر معظم انقلاب برسانم. زيرا معناي شعار امسال توجه به امثال اوست. بجاست سردار رستم قاسمي كه نشان داده است وزيري مدبر و ولايتمدار است، در سال توليد و حمايت از كار وسرمايه ايراني، اين طرح شگفتانگيز را مدنظر قرار داده و نظر به نياز وسيع صنايع نفت و گاز به اين محصول، اين طرح را پروژهاي ملي اعلام كرده و از خروج ميليونها دلار ارز جلوگيري به عمل آورد. آن هم در عوض كسب محصولي صددرصد ايراني و باكيفيتي چندين برابر مشابه خارجي (طبق تأييد آزمايشگاههاي مختلف) و با قيمت يك دهم آن!
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 470613
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1391ساعت 5:52  توسط محمد حسین جعفریان
|

حكومت ظاهر شاه در افغانستان، همزمان با «رضاخان» و آتاتورك در ايران و تركيه بود. آنجا نيز مخالفاني سر برداشتند و البته به سختي سركوب شدند.
شهيد «سيداسماعيل بلخي» شاعر و مجتهد مشهور افغانها در همين شمار بود. داماد شاه در دهه ۵۰ عليه او كودتاه كرد، تا سال ۱۳۵۷ و دقيقتر بگويم تا هفتم ارديبهشت يا به قول افغانها «ثور» اين سال كه «نور محمد تركي» عليه دلودخان يا همان شاه داماد كودتا كرد، البته خودشان اسمش را انقلاب ثور گذاشتند.
همه اين بگير و ببندها هم از آغاز اميد مردم به آزادي و احياي شعائر ديني و انسانيشان بود. تركي سمت مسكو چرخيد و خيلي زود ديكتاتوري را از حد گذراند. گروههاي مقاومت به سرعت شكل گرفت. غربيها كه دو دهه قبل به سختي در ويتنام شكست خورده بودند، به سرعت آمدند وسط معركه. در آنجا روسها به ويت كنگها پول و سلاح ميدادند تا با امريكاييها بجنگند. حالا واشنگتن كلي پول و سلاح به مخالفان رژيم كمونيستي كابل ميداد تا عليه حكومت مركزي بجنگند.
روسها كه رژيم خود ساختهشان را در معرض سقوط ميديدند به سرعت خودشان با كلي سلاح و سرباز و ارتش وارد افغانستان شدند. مردم افغانستان هم اشغالگري را برنتابيدند، صدها گروه و حزب تشكيل شد و هدف همه آنها مقاومت برابر روسها و اخراج آنها از كشورشان بود، غرب هم سيل كمكهاي نظامي را به آنها ميرساند، در اين ميان و از همان دهه ۵۰ و قبل آن، دسته دسته اين مردم توسط رژيم حاكم و بعدها روسها كشته ميشدند.
در اين ميان چهار رئيس جمهور طرفدار مسكو آمدند و رفتند؛ «نورمحمد تركي»، «حفيظالله امين»، «ببرك كارمل» و دكتر «نجيبالله»، در تمام اين مدت گروههاي جهادي منسجمتر شده و امكانات بيشتري از غربيها ميگرفتند. سالهاي اول دهه ۷۰ پس از آنكه سه چهار سال از خروج روسها ميگذشت، دكتر نجيبالله سرنگون شد، اما چون همه گروهها مسلح بودند، تن به دولتي واحد ندادند و به جان هم افتادند. با همان سلاحها كه غرب براي مبارزه با روسها به آنها داده بود به جان هم افتادند. حالا اسلحه و مهمات به جا مانده از روسها و دولت مركزي هم اضافه شده بود. بيش از يك ميليون نفر از مردم در سالهاي اشغال روسها كشته شدند.
صدها هزار نفر هم در جنگهاي داخلي ميان مجاهدان كشف شدند. بعد طالبان آمد، با پول عربستان و امارات و نقشه امريكا و انگلستان و اجراي پاكستان، بعد غرب القاعده را متهم به اجراي حملات يازدهم سپتامبر كرد؛ همان القاعدهاي كه ميلياردها دلار پول و مهمات براي جنگ با روسها از سرويسهاي امنيتي غرب گرفته بود. به بهانه سركوب بن لادن به افغانستان حمله كردند.
باز هم دسته دسته مردم كه پيش از آن به دست طالبان كشته ميشدند، به دست نيروهاي مهاجم غربي كشته شدند. يك دهه گذشت. غربيها در كابل دولتي به پا كردند، اما به بهانه جنگ با طالبان باز هم خونريزيها ادامه يافت. طالبان حمله انتحاري ميكرد و در بازار بمب منفجر ميكرد تا سربازان غربي را بكشد، اما مردم عادي كشته ميشدند. غربيها هم به بهانه حمله به طالبان كاروانهاي مردمي را بمباران ميكردند، قرآن را جلوي چشم مسلمين آتش ميزدند، مثلاً يك سرباز نصف شب به خانهاي در حومه قندهار وارد شد و ۱۶ نفر را كشت، بعد دليل را خستگي و عصبانيت اعلام كرد.
به قول يك شاعر افغان كه سروده، ما دسته دسته ميميريم تا عكاس تايم جايزه بگيرد. او ماجراي آن سرباز را چنين سروده: عبدالصمد/ نورالله/ عايشه/ زبيده/ جان آقا/ شهرزاد/ و... در خواب بودند/ كه عسگر امريكايي دلش گرفته بود/ آمد در قريه قدم زد/ دلش گرفته بود/ سيگارش را گيراند/ دلش گرفته بود/ تفنگش را نگاه كرد/ تفنگش دلش گرفته بود/ بعد شانزده بار ماشه را چكاند/ دلش آرام گرفت/ و... عجبا كه اين دور باطل همچنان در افغانستان ادامه دارد.
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 470613
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 خرداد1391ساعت 23:37  توسط محمد حسین جعفریان
|

يكي از مشكلات بزرگ اين سالها در عملكرد مسئولان مملكتي اين دو واژه بيمعني «اعلام آمادگي» است.
مثلاً به فلان وزير ميگويند؛ در فلان معاونت شما اين ايرادات اساسي هست و اين كارها روي زمين مانده و داد مردم در آمده است. حضرت ايشان هم در پاسخ با قيافه حق به جانب ميگويد: بنده در گذشته هم بارها گفتهام و الان هم از همين تريبون اعلام آمادگي ميكنم كه آماده حل اين مشكلات هستيم و... نگارنده اين سطور هنوز نتوانسته است معني اعلام آمادگي را بفهمد.
حكايت اين دوستان در مثل شبيه آن است كه كسي در رودخانه در حال غرق شدن است و آب دارد او را با خود ميبرد. از نجات غريق كه ميپرسيد: چرا كاري براي اين بنده خدا نميكنيد؟ در پاسخ بگويد: بنده اعلام آمادگي كردهام و ميكنم... اي بابا! بپر توي آب و اين بنده خدا را از مرگ نجات بده! اعلام آمادگي تو به چه دردي ميخورد!
باري اين تعبير شده است مفري رايج تا هر آنكه مسئوليت خود را درست انجام نداده، بتواند با پز حق به جانب، از مؤاخذه بگريزد.
در مجلس هشتم يكي از بيحالترين كميسيونها همانا كميسيون فرهنگي بود. طوري كه در روزهاي آخر و اعلام فعاليتها، چنان كارنامه آنها سفيد بود كه چندان ميلي براي رفتن پشت تريبون و ارائه گزارش هم نداشتند. بيشك از آن رو كه چيزي براي گفتن نبود. باري يكي از اين نمايندگان عضو كميسيون فرهنگي در پاسخ سؤالي در اين باره، گفتهاند: كميسيون فرهنگي مجلس هشتم، همواره در اين چهار سال اعلام آمادگي كرده تا مشكلات قانوني موجود در اين زمينه را برطرف كند؛ اما وقتي دستگاههاي مجري در اين حوزه كاري نكردهاند، چه توقعي از كميسيون فرهنگي است...» عجبا به قول دوستي در يكي از سايتهاي خبري، پس بايد گفت؛ اگر دولت نباشد يا كاري جلو شما نگذارد بايد مجلس را تعطيل كرد؟
جالب است، قريب ۲۰ نماينده در كميسيون فرهنگي مجلس هشتم، چهار سال آزگار دور هم جمع شده و جلسه داشتهاند براي اعلام آمادگي! البته بايد قبول كرد، فرهنگ در شمار مظلومترين حوزههاي كاري در دستگاههاي دولتي است. هنگام تقسيم نمايندگان در آغاز به كار هر دوره مجلس، براي كميسيونهاي مختلف، اغلب چهرههاي تازهكار يا با تخصصهاي نامعلوم يا كمتر متخصص را راهي بخش فرهنگ ميكنند. اين مختص مجلس هم نيست.
در ديگر دواير و مراكز نيز با همين بدبختي مواجهيم. همه اينها در حالي است كه صدها كار و معضل لاينحل و بر زمين مانده فرهنگي از گذشتههاي دور باقي است كه كسي براي حل آنها آستين بالا نميزند و همه تنها اعلام آمادگي ميكنند. همين فرهنگي كه اينچنين از آن غافليم، مهمترين جبههاي است كه دشمنان تهاجم خود را از آنجا سامان ميدهند و رهبر انقلاب بارها و بارها بر ضرورت مهندسي فرهنگي براي مقابله با جنگ نرم و تهاجم فرهنگي تأكيد كردهاند. آيا در مقابل تمام اين حساسيتها، اين است پاسخ يكي از نمايندگان عضو كميسيون فرهنگي مجلس هشتم براي چهار سال كار: اعلام آمادگي!
اميد آنكه اين رويه در كميسيون فرهنگي مجلس نهم شكسته شده و مردم شاهد اتفاقات مؤثر و مهمي در آن باشند.
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 470468
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 خرداد1391ساعت 12:25  توسط محمد حسین جعفریان
|

اگر به فرانسه سفر كرده باشيد، بسيار با اين صحنه روبهرو شدهايد كه در خيابانها و در مواجهه با گردشگران، همه اصرار دارند فرانسوي صحبت كنند و حتي اگر انگليسي بدانند با اكراه از آن استفاده ميكنند.
مدارس «سن لويي» از يك قرن پيش در بسياري از نقاط جهان مبلغ زبان و فرهنگ فرانسوي بودهاند. آنها هر جا حضور سياسي داشتهاند، اين مدارس را هم فعال كردهاند. گفته ميشود نيما يوشيج، شاعر نوپرداز زبان فارسي، در شمار شاگردان اين مدرسه در تهران بود و از همين رهگذر، شعر نو اروپا را شناخت و اسباب اين تحول را در ايران فراهم ساخت.
احمدشاه مسعود نيز چهار دهه پيش از اين در كابل، به يكي از اين مدارس رفت و از همين رو فرانسه را به خوبي حرف ميزد و فرانسويها به همين جهت تا پايان عمر او، روابط گرمي با اين فرمانده افغان داشتند. اصرار بر ترويج زبان و فرهنگ در كنار ديپلماسي رايج، مهمترين محور كاري نمايندگيهاي سياسي و فرهنگي هر كشور در ديگر ممالك است، خاصه آنكه آن كشور، چون ايران از زبان و فرهنگي غني و ارزشمند برخوردار باشد.
رهبر انقلاب بارها بر اين مهم تأكيد كردهاند و زبان فارسي را يكي از اركان ديپلماسي فرهنگي برشمردهاند. ايشان در جايي فرمودهاند: يكي از وظايف اصلي سفيران فرهنگي، ترويج زبان فرهنگي از طريق پيگيري كرسيهاي زبان فارسي در مراكز علمي و دانشگاهي است.» بدبختانه با وجود تمام اين ضرورتها و تأكيد مداوم رهبر انقلاب، خبر رسيده كه در رايزني فرهنگي كشورمان در اتيوپي، دوره زبان فارسي تعطيل و آموزش زبان عربي جايگزين آن شده است.
معلوم نيست با چه عقل و منطقي مسئولان رايزني چنين تصميمي گرفتهاند و معلوم نيست چرا از سوي مديران بالادستي برخوردي با اين رفتار عجيب نشده است. بيتوجهي به بحث گسترش زبان فارسي از ديرباز زخم ناسور سياستهاي فرهنگي ما در خارج كشور بود، تا جايي كه در دورههايي رهبر انقلاب در جمع رايزنان فرهنگي بر اين مهم دست گذاشتند و خواستار تصحيح آن شدند.
مدتهاست در افغانستان از سوي دولت آن كشور زميني براي تأسيس مركز تحقيقات زبان فارسي اختصاص يافته و بنا بوده تا جمهوري اسلامي ايران در كابل اين مركز را بسازد و به بهرهبرداري برساند اما اين مهم چنان دستخوش فراموشي و مرور زمان شده است كه شايعاتي مبني بر واگذاري اين زمين به كشوري ديگر در كابل بر سر زبانهاست.
مديريت جديد سازمان فرهنگ و ارتباطات، نشان داده است اصليترين دغدغهاش رهنمودهاي مقام معظم رهبري در حوزه فرهنگ است، با اين وجود معلوم نيست چرا گاه شاهد چنين رفتارهاي عجيب و غريبي در رايزنيها هستيم. با وجود ۲۳ كشور عربي كه هر يك دهها و صدها برابر ما سرمايه و امكانات خرج ترويج زبان و فرهنگ و تفكرات خود ميكنند، كسي نميداند چرا رايزن ما در اتيوپي بايد دوره زبان فارسي را تعطيل و آموزش زبان عربي را جايگزين آن كند، نيز با وجود صدها ميليون دلار كمكي كه ايران به افغانستان كرده و هنوز نيز تعهداتي در اين رابطه دارد، معلوم نيست چرا بخشي به تأسيس مركز تحقيقات زبان فارسي اختصاص نيافته و تلاشي براي همگرايي سه كشور فارسيزبان ايران، افغانستان و تاجيكستان نميشود. جناب دكتر خرمشاد! شما را به خدا اين رويه را تصحيح كنيد.
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 470317
+ نوشته شده در سه شنبه 9 خرداد1391ساعت 20:23  توسط محمد حسین جعفریان
|

جريان انحرافي از بدو تولد نيروهاي تازه به دوران رسيده و بيريشهاي را گرد خود جمع كرد. بديهي بود چهرههاي سرشناس و هر آن كه سرش به تنش ميارزيد، حاضر به اطاعت بي چون و چرا نبودند. لذا آنها به كساني پر و بال دادند كه مهمترين خاصيتشان مطيع بودن بيچون و چرا بود. بديهي است چنين نيروهايي فرصتطلب و ناتوان از اداره حوزه مديريتي خود باشند.
در مراكزي كه حوزه قدرت اين آقايان بود، انبوه اين انتصابات را شاهد بوديم. مثلاً در سازمان مناطق آزاد، كساني گلوگاههاي اقتصادي مملكت را در دست گرفتند كه مراجعه به كارنامه و سوابق كاري آنان، هر منتقد و ناظر بيطرفي را متحير ميكرد. نتيجه هم آن شد كه بسياري از آنها به اتهامهاي مختلف كارشان به محكمه و زندان و محكوميت رسيد. نوع ديگر اين اتفاق در سازمان ميراث فرهنگي رخ داد. جايي كه ناگهان دختر بيست و چند سالهاي با ليسانس ميكروبيولوژي به رياست موزه ايران باستان منصوب شد؛ خانمي كه طبق آنچه رسانهها نوشتند تا چندي قبل از آن معلم خصوصي زبان انگليسي آقايان مشايي و بقايي بود. تصور كنيد انبوه كارشناسان ارشد و دكتر باستانشناس را كه بايد تحت نظارت ايشان كار ميكردند و البته بر سر اين موزه آن رفت كه ديديم.
بدبختانه در تمام اين عزل و نصبهاي فجيع، ناظران و به ويژه نمايندگان ملت، تنها تماشاگر بودند و اگر نبود قاطعيت رهبر انقلاب، آنها تا ادغام سازمان حج و زيارت در ميراث فرهنگي و گردشگري هم پيش ميرفتند. باري طي هفته گذشته رسانهها حرف و حديثهايي را مبني بر عزل دكتر سيدمحمد حسيني، وزير ارشاد، توسط حلقه انحرافي مطرح كردند. جريان انحرافي كه گويا از عملكرد ايشان در زمينه تعطيلي خانه سينما عصباني است، سعي در ترغيب رئيس جمهوري براي كنار گذاشتن ايشان دارد. در خبرها آمده بود آنها جلسات متعددي نيز با حسيني داشتهاند تا او را وادار به استعفا كنند. همچنين اخبار ديگري منتشر شد كه علاوه بر اين، تغيير چهار استاندار در دستور كار حلقه انحرافي قرار گرفته است.
هر چند به سبب گستره وسيع فعاليت وزارت فرهنگ و ارشاد به هر حال ايراداتي به برخي سياستهاي آن و عملكرد آقاي حسيني وارد است، اما الحق و الانصاف، او توانسته است اين وزارتخانه پرتنش را در زير تيغ منحرفين در جهت صلاح حفظ كند و به موفقيتهاي قابلتوجهي دست يابد.
سيدمحمد حسيني در شمار كمحاشيهترين وزراي كابينه است و تلاش او براي تحقق مطالبات فرهنگي رهبر انقلاب و حركت بر اساس رهنمودهاي ايشان در اين حوزه قابل تحسين است. اكنون بايد منتظر ماند و ديد كه آيا آنچه رسانهها در اين باب منتشر كردهاند به واقعيت بدل ميشود و يك بار ديگر جريان انحرافي خواست خود را به كرسي مينشاند يا خير!
از اين مهم نيز نبايد غافل بود كه با وجود يك سالي كه از عمر اين دولت باقي مانده است، اين جريان به دنبال رسيدن به چه اهدافي است و چه افق و خواستههايي را دنبال ميكند كه همچنان درصدد روي كار آوردن نيروهاي مطيع خود در گلوگاههاي اصلي اداره مملكت است؟
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 470201
+ نوشته شده در دوشنبه 8 خرداد1391ساعت 19:46  توسط محمد حسین جعفریان
|

همه ما و شما اعم از اينكه طرفدار چه گروه و جريان سياسي باشيم، اذعان داريم طي اين سالها، قولهاي بيشماري به مردم داده شده كه هرگز عملي نشدهاند.
اگر فقط در چند سال گذشته اين قولها را مكتوب كنند، مثنوي هفتادمن كاغذ خواهد شد. با تمام اين احوال اين رويه پاياني ندارد. مسئولان بيمحابا حرفهايي ميزنند و نويدهايي ميدهند كه شايد به سبب انبوه مشغله كاري، متوجه لطمات وارده به اعتماد مردم، به خاطر عملي نشدن آنها نيستند. وقتي رئيسجمهور حرف از چند ميليون شغل در آغاز سال گذشته زد و نويد ريشهكني بيكاري تا پايان دورهاش، مردم آن را جدي گرفتند يا حل مشكل مسكن و پيشنهاد خانههاي ويلايي هزار متري در زمينهاي كويري و سبزيكاري و... اين اواخر نيز بازگرداندن قيمتها به پيش از گرانيها و انتقال آب خزر به كوير مركزي!
هنگامي كه زمان ميگذرد و اثري از عملي شدن وعدهها نيست، بهترين راه شوخي با آمار است، چنانكه به ابداع روشهاي تازه براي نرخ بيكاري، تورم و... ميانجامد. براي آنكه بگويند بيكاري كم شده، هر كه يك ساعت در هفته هم كار كند و دانشجو، دانشآموز و... خلاصه همه را جزو شاغلان حساب ميكنند، بديهي است اينطور حتي مردگان را هم ميتوان شاغل به حساب آورد، خلاصه هر شب جمعه يك ساعتي سرگرم كار شنيدن فاتحه و قرآنخواني كساني كه بر سر قبرشان آمدهاند، هستند!
اين در حالي است كه رهبر انقلاب از بابت چنين رويهاي تذكر جدي داده و فرمودند: «اگر چنانچه وعدهاي به مردم داده شود و عمل نشود، اين، مشكلات درست خواهد كرد، نه فقط نسبت به دولت، بلكه به نظام» اما حضرات كار خودشان را ميكنند.
چند شب قبل وزير راه به تلويزيون آمده و سؤالاتي را پاسخ داد. ايشان در باب بزرگراه تهران- شمال كه دارد ياد و خاطرهاش به تاريخ ميپيوندد، گفت: «بنياد مستضعفين قطعه ۲ و ۳ آزادراه تهران - شمال را نه كار ميكند و نه ميگذارد بخش خصوصي كار كند» و بعد هم از مردم عذرخواهي كرد. دولت كه دست به شكايتش خوب است، چرا شكايت نميكنيد و كار را نميگيريد، مگر چنين چيزي ميشود؟ حالا گيريم اين دو قطعه مشكلش اين باشد، مابقي كار چرا خوابيده. از طرف ديگر دولتي كه نميتواند و نتوانست پس از هفت سال اين بزرگراه ناتمام را به سرانجام برساند، چطور وعده انتقال آب درياي خزر را به مردم شاهرود، سمنان و خراسان ميدهد.
مردم خرمشهر و آبادان با تمام جانفشانيها و قهرمانيهايشان در جنگ هنوز از كيفيت بد آب شرب خود مينالند، آن هم در كنار ساحل خليج فارس، بعد ما ميخواهيم آب خزر را به شاهرود و به خواف در خراسان و نزديك مرز افغانستان ببريم. آخر اين چه وعده وعيدهايي است كه به مردم ميدهيم. انگار نه انگار كه اين مردم حافظه دارند و فردا اينها را مطالبه ميكنند.
براي اينچنين مواردي كه ديگر نميشود با بيحيثيت كردن علم آمار، مشكل را حل كرد. چرا شعور ملت را دست كم ميگيريم؟ چرا از كنار دغدغههاي رهبر دلسوز انقلاب ميگذريم و اشتباهاتمان را تكرار ميكنيم.
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 470027
+ نوشته شده در دوشنبه 8 خرداد1391ساعت 19:40  توسط محمد حسین جعفریان
|

امامزاده عليبنجعفر(علیه السلام) سمنان
هفته گذشته براي شعرخواني به مراسمي در سمنان دعوت شده بودم. مناسبت آن سالگرد آزادي خرمشهر بود .ناصر حامدي كه از شاعران خوب كشور و چهرههاي شناخته شده آنجاست تلفن زد و قرار و مدارها را قطعي كرد. تا اينجاي كار همه چيز شبيه محافل مشابهي بود كه گاه و بيگاه در گوشه و كنار مملكت برپا ميشود و شاعران هم پاي ثابت آنند اما وقتي به سمنان رسيديم از آنچه ديدم شگفتزده شدم.
در اين شهر امامزاده شريفي هست كه از اعقاب و فرزندان امام جعفر صادق(ع) به شمار ميرود؛ امامزاده عليبنجعفر(ع). البته مستنداتي هست كه اين بزرگوار فرزند بلافصل آن امام همام بوده و نزد عامه مردم به امامزاده «پيرعلي» شهرت دارد. بگذريم. برگزاركنندگان اين محفل متوليان بارگاه اين امامزاده بودند. در محوطه بزرگ ورودي كه گورستان هم بود، رديفهايي منظم صندلي چيده و جايگاه ويژهاي هم براي سخنرانان فراهم شده بود. در هواي فرحبخش بهاري انبوهي از مردم و زائران، گوش تا گوش نشسته بودند تا شعر شاعران دعوت شده را بشنوند.
بيش از دو دهه است كه من براي شعرخواني به مناطق مختلفي در كشور رفته و ميروم. تا به حال با اين نوع ميزباني روبهرو نشده بودم. خوشذوقي اين متوليان بر آنم داشت تا اين چند خط را قلمي كنم. به راستي چه ظرفيت بالقوه عظيمي دارند اين امامزادهها و تاكنون ما از نقش آنان در هدايت جامعه غافل بودهايم. همه چيز به زيارت و نمازهاي يوميه و گاه محافل عزا يا جشن در مناسبتهاي مذهبي محدود بوده و بس. حال آنكه هر امامزاده ميتواند يك فرهنگسراي تمامعيار در منطقه خود باشد، جايي براي رشد ادب و هنر آييني. بديهي است خانوادهها با اطمينان كامل فرزندان خود را به چنين محيطهايي ميفرستند و با استفاده از خودگرداني اين مراكز ، نياز نيست آنها منتظر بودجه و كاغذبازيهاي اداري براي برنامههاي فرهنگي خود باشند.
بله! متوليان يك امامزاده در سمنان، شب شعري به مناسبت آزادسازي خرمشهر برگزار كرده بودند. توجه كنيد كه از يك سو ورود اين مراكز به چنين حيطههايي ميتواند وضعيت هيئتهاي مذهبي را دگرگون كند و اعضاي آنها را با هنر و ادبيات روز مملكت مرتبط سازد. از سوي ديگر اين مراكز قادرند پاي عامه مردم را به عنوان مخاطبان اصلي اين نوع از هنر و ادبيات به چنين محافلي باز كنند.
نميدانم اگر مسئولان فرهنگي مملكت در حال خواندن اين سطور هستند، ميتوانند درجه اهميت اين ماجرا را متوجه شوند يا نه. هزاران امامزاده در اقصي نقاط مملكت هست كه اينها ميتوانند با ورود به چنين حوزههايي بازوان فرهنگي انقلاب باشند و از اين راه انقلابي نو در اين عرصه پديد آورند. جوان خوش ذوقي به نام آقاي «مداح» كه از متوليان آنجا بود، ديگر برنامههاي مسئولان امامزاده پيرعلي را شرح ميداد كه همه در نوع خود جالب و بسيار درخشان بودند. كار آنها بسيار ابتكاري و تحسينبرانگيز بود.
اميدوارم استاندار، شهردار و ديگر مسئولان آن شهر اين كار بزرگ را دريابند و چه عالي است آنها الگويي شوند براي ديگر متوليان و مسئولان و راهي بيابند تا همين شيوه در ديگر نقاط كشور هم عملي شود. انشاءالله...
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 469860
+ نوشته شده در شنبه 6 خرداد1391ساعت 19:40  توسط محمد حسین جعفریان
|
%20Map.jpg)
* تصویر بزرگتر
يادتان هست همين چند ماه پيش رسانههاي داخلي و خارجي چه قشقرقي بر سر طبقات اضافي برج جهاننما در ميدان دروازه دولت اصفهان در نزديكي ميدان نقشجهان به راه انداختند.
نيز براي رد شدن تونلهاي مترو از زير سي و سه پل؟ حتي يونسكو به مسئولان شهري در اصفهان تذكر داد كه طبقات اضافي آن برج موجب خروج نقش جهان از فهرست آثار تاريخي ثبتشده در اين سازمان ميشود و بايد تخريب شود. اين حساسيتها البته بجا بود و نگارنده نيز مثل همه مردم اخبارش را دنبال ميكرد اما غرض از اين يادآوري مقايسه ماجرا با اوضاعي است كه مشهد و حرم مطهر امام رضا(ع) با آن روبهروست.
بسيار خواندهايد از اخباري كه رسانههاي ما آلسعود را به خاطر برج ساعت و ساختمانهاي سر به فلك كشيده اطراف مسجدالحرام سرزنش ميكنند. اين حساسيت نيز بجاست. عظمت اين بناهاي طفيلي، قبله مسلمين را تحتالشعاع قرار داده و ناخودآگاه در حين زيارت حال زائران را بد ميكند.
باري در مشهد عين اين سناريو دارد تكرار ميشود. گرداگرد حرم مطهر رضوي پر شده است از ساختمانهاي عظيمالجثهاي كه هر روز بر تعدادشان افزوده ميشود و اين بناي مقدس را محاصره ميكنند.
خيابانهاي محدود به حرم مطهر كم عرض و مملو از ساختمانهاي مرتفع است. اين وضعيت همه ساله و در مناسبتهاي مذهبي مشكلات عجيب و غريبي را براي زوار و مجاورين باعث ميشود. همه ساله قريب ۳۰ ميليون نفر به اين كلانشهر سفر ميكنند و ادامه اين وضعيت در آينده نزديك، گره كوري را در ترافيك و آمد و شد به وجود خواهد آورد.
نكته ديگر اما حفظ حرمت اين بنا و حريم آن است. آيا اهميت حرم مطهر رضوي از ميدان نقش جهان و بناهاي مشابه كمتر است كه مسئولان مربوطه هيچگونه توجه جدي به اوضاع آشفته ساخت و ساز در پيرامون آن ندارند.
در آينده نه چندان دور نظير آنچه در مسجدالحرام رخ داد، مجموعه حرم امام رضا (ع) بنايي خواهد شد در ميان انبوهي از آسمانخراشها و شكوه معماري آن در اين همه بناي غولپيكر گم خواهد شد. عجيب است كه مسئولان مربوطه از اين وضعيت غافلند و هر روز مجوز تازهاي براي آسمانخراش ديگري در خيابانهاي كم عرض و پرازدحام حومه حرم صادر ميكنند.
مدافع حفظ حريم ميدان نقش جهان يونسكو بود و شكر خدا توانست حرفش را به كرسي بنشاند و اين ميدان را از هجوم بناهاي ناهمخوان و مزاحم مصون نگه دارد. اما چرا كسي براي حفظ حريم حرم امام هشتم(ع) كه بركت اين ملك است و همه شعار صيانت از آن را ميدهند، كاري نميكند؟!
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 469242
+ نوشته شده در دوشنبه 1 خرداد1391ساعت 19:34  توسط محمد حسین جعفریان
|
«ناصر فيض» از شاعران سرشناس و موفق طنز در كشور است. او مدير دفتر طنز حوزه هنري هم است. نقل ميكرد يك بار مدير حوزه هنري يكي از استانها صدايش كرده و گفته، يك فكر بكر براي برگزاري شب شعر طنز دارم.
خلاصه ناصر را به دفترش كشانده و بعد كلي مقدمهچيني كه مبادا اين طرح لو برود و بسوزد و ديگران آن را بدزدند و اجرا كنند، شرح داده، يك حمام عمومي قديمي در شهر ماست، بودجهاي در نظر گرفتهام كه يك شب شعر طنز آنجا برگزار كنيم! ناصر ميگويد: من هاج و واج نگاهش كردم و گفتم: چطوري؟ اون حمام موزه شده؟ سالني دارد؟ آقاي مدير فرموده: نه! داير است! براي همين هم طرحمان متفاوت و ويژه است. همه شاعران طنز را دعوت ميكنيم، لنگ ببندند! آنجا بنشينند و براي هم شعر طنز بخوانند! باور كنيد اينها را از سر مسخرگي و مطايبه ننوشتم. ناصر فيض زنده است و شاهد نمونه ديگرش حركت بديع فرهنگي مديران و دستگاههايي است كه طي دهه فجر گذشته ماكت مقوايي امام (ره) را از پلكان هواپيما پايين آوردند. لابد پيش خود هم كلي حال كرده! و انديشيدهاند، چه هنري به خرج داده و چه فكر بكري كردهاند. بماند كه بسياري از فرهيختگان و حتي مقامات نظام و مردم عادي هم پس از آن زبان به اعتراض گشودند و آن را وهن انقلاب دانستند، اما به خدا كم نيستند اين مديران مدبر در اين ملك!
يك بابايي در كشور ماست كه صفات بسياري دارد از جمله آنكه خوب جوك ميگويد. لهجه مناطق مختلف را تقليد ميكند و... آمده بود به يكي از برنامههاي اين شبكههاي ماهوارهاي! نقل ميكرد از مجالس باشكوهي كه با دستمزدهاي آنچناني دعوت شده! از جمله چندين محفل در خارج كشور به دعوت سفيران محترم جمهوري اسلامي در آنجا! شما را به خدا فكرش را بكنيد! اين همه چهره فرهنگي و ماندگار و هنرمند فرهيخته در اين مملكت است كه آرزوي يك دعوت خارجي - اغلب تا پايان عمر- بر دلشان ميماند و آن وقت شما يك نفر را با چند باديگارد و همراه دعوت كني و دستمزد بدهي، بيايد به فلان پايتخت اروپايي تا در محفلي براي ايرانيان آنجا جوك تعريف كند و اين بشود فعاليت فرهنگي!
باري آمار بدسليقگي مديران ما در حوزه فرهنگ و حواشي آن آنقدر زياد است كه نقلش كفاف چند شماره اين روزنامه را ميدهد، يكي ديگرش همين پروژه يكسانسازي قبور شهداست كه قبلاً در همين ستون دربارهاش نوشتم. سنگ قبرهاي سالهاي جنگ شهدا را كه يك موزه عالي و باقي از سالهاي جنگ با انبوهي از خاطرات و تاريخ مستند ما بود، با صرف بودجهاي عظيم، تخريب كردند و برداشتند و جاي آن يك مشت سنگ قبر متحدالشكل و بيروح گذاشتهاند كه... من نميدانم اين فكرها چطور به مغز اينها ميرسد و چطور بودجههاي كلان براي آنها ميگيرند و به باد ميدهند؟!
+ نوشته شده در دوشنبه 1 خرداد1391ساعت 19:22  توسط محمد حسین جعفریان
|

كار من به گونهاي است كه در طول سال سفرهاي هوايي بسياري ميكنم. كمتر پيش ميآيد كه اين سفرها با مشكلات عجيبو غريب همراه نباشد.
تأخير واژه مترادف اغلب اين سفرهاست. در پي خصوصي شدن قريب به اتفاق شركتهاي هواپيمايي اين مشكلات به طور روزافزون در حال افزايش است. معلوم نيست دولتمردان و مسئولاني كه پي در پي مجوز اين شركتها را صادر ميكنند، چرا بر حقوق مسلم مسافران پافشاري نكرده و يا نظارت لازم را اعمال نميكنند.
بر همين اساس شركتهاي خارجي نيز كه در برهههايي به ايرانيان خدمات ميدهند، مرتكب چنين رفتارهاي زنندهاي ميشوند و هر بار جز شعارهايي در احقاق حق مسافران، چيز ديگري دست آنان را نميگيرد. در ايام حج گاه پيش آمده پروازي، بيش از دو روز تأخير داشته و همه زندگي مسافران را به هم ميريزد. دو سال پيش و در پي افزايش اين تأخيرها به ويژه از سوي هواپيمايي سعودي، مسئولان داخلي قول پيگيري و اخذ و پرداخت غرامت دادند و اما همه چيز درحد حرف باقي ماند و سال بعد هم اين معضل تكرار شد. چند شب قبل از تهران عازم مشهد بودم و ابتدا گفتند پرواز كمي تأخير دارد و بعد شد دو ساعت و عاقبت با حدود چهار ساعت تأخير پرواز كرديم. همه جواب سربالا ميدادند و مسافران به ستوه آمده بودند.
از آنجا كه در صورت تأخير بيش از دو ساعت، شركت مربوطه بايد بنا به درخواست مسافر بليت را باطل كند و كل وجه را برگرداند، عموم اين شركتها ابتدا از ذكر ميزان تاخير خودداري ميكنند تا مسافران بليتها را عودت ندهند. بعد از گذشت يك ساعت، باز اعلام ميكنند تا اطلاع ثانوي و به همين ترتيب مسافران نگونبخت را در محيط فرودگاهها سرگردان نگه ميدارند.
آنها براي پيشگيري از زيان خود و با اين رفتار زشت، اغلب داد مردم را در ميآورند و نتيجه اين كاسبكاريشان ايجاد جو بد بيني و دلچركيني مسافران از كل دستگاههاي ذيربط و حتي نظام ميشود.
گويا سازماني عريض و طويل در اين مملكت با نام «حمايت از حقوق مصرف كننده» نيست. معلوم نيست مأموران اين سازمان در اينگونه مواقع كجايند تا به داد اين مردم رسيده و حقوق تضييع شده آنان را احيا كنند. هر كه از راه رسيده چند هواپيماي اجارهاي يافته و شركتي راه انداخته و مسافران را در اين مواقع دست به سر ميكند. در همين حال اگر شما چند دقيقه ديرتر از موعد به پرواز برسيد با لحن طلبكارانه كارمندان رو بهرو ميشويد كه با يونيفورمهاي سپيدشان، شما را سرزنش ميكنند كه چرا دير آمدهايد و... ولي خود ايشان هم هيچ گاه براي تأخيرهاي پيدرپي حتي در صدد اندك دلجويي و عذرخواهي از مردم بر نميآيد.
نكتهاي ديگر كه در همين ستون يك بار به آن اشاره كردم، شانه خاليكردن اين شركتها از ارائه خدمات نيمبها به جانبازان است. دولت خدمتگزار معلوم نيست چرا نيازهاي اين بندگان خدا را كه تمام ما و نيز همان دولتمردان ، بسيار به ايشان مديونند، نميبينند. به تازگي برخي شركتها عوض بليت نيمبها تنها ۲۰ درصد تخفيف به جانبازان ميدهند و بماند با چه تحقير و رفتاري. كاش همان هم نبود اين منت شرمآور و اين همه شعار و ادا و ادعا ... مگر از تمام اين جمع چقدر زنده ماندهاند كه چنين تحقيرشان ميكنيد؟ اين است سزاي آن جانفشانيها؟!
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 468864
+ نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1391ساعت 22:23  توسط محمد حسین جعفریان
|

بله! داريم! آنها كه مرا ميشناسند، آگاهند كه افغانستان كم و بيش وطن دوم من شده است. از بيست و اندي سال پيش از اين بارها و بارها به آنجا سفر كرده و ساليان متمادي در كابل و مزار شريف زندگي كردهام.
بر اين اساس اخبار آن ولايت را مو به مو دنبال ميكنم. لابد شما نيز چون من ديدهايد در يك دهه گذشته هر عملياتي را كه عليه اشغالگران يا مردم افغانستان در آن كشور رخ ميدهد به طالبان نسبت ميدهند. طالبان را هم زاييده القاعده ميدانند. القاعده را هم - بحق- پدر سوخته و تروريست و جنايتكار ميدانند و از اين رهگذر هر مقاومتي را كه آنجا ميشود، محكوم ميكنند!
اين دامي بود كه امپراتوري رسانهاي غرب گسترد و حيرتا كه ما نيز چه ساده در آن افتاديم، يعني انتساب هر مقاومتي به القاعده و طالبان و محكوم و مردود دانستن پيشاپيش تمام چنين مقاومتهايي. اينجا اين سؤال پيش ميآيد كه پس آيا مردم افغانستان در برابر اين اشغالگران و مهاجمان نوظهور، دست روي دست گذاشته و تنها تماشاگرند؟ بيترديد چنين نيست.
بخش قابل توجهي از مردم، هنوز سالهاي جهاد جانانهشان در مقابل روسها و ابرقدرت شرق را از ياد نبردهاند و با تأسي از همان آموزهها، در برابر امريكاييها و متحدانشان نيز سلاح در دست گرفته و ميجنگند؟ اينها كجايند؟ آيا اينها سرگرم عمليات و جنگ و گريز عليه اشغالگران نيستند؟ بيشك هستند. پس اخبار مقاومت و نبردهاي آنان كجاست؟
اين همان نقطه عطفي است كه من از آن حرف ميزنم؛ همان مقاومتي كه حتي در رسانههاي ما نيز بدان پرداخته نميشود، مشروعيت آن علني نشده و كسي قهرمانانش را نميشناسد. چرا؟ چون غربيها در كنار اذهان عمومي جهان، ما را نيز با رسانههايشان بازي دادند. هر كس سلاحي عليه اشغالگران برداشت، او را القاعده و طالبان ناميدند و با پيشرفتهترين سلاحها و به وحشيانهترين شكل سركوبشان كردند.
پس متوجه شديد، وقتي ميشنويد فلان بمب جادهاي توسط طالبان در سر راه ستون نظاميان ناتو منفجر شد، شايد هيچ ربطي به طالبان نداشته و كار گروهي مبارز باشد كه از اشغال سرزمينشان توسط مهاجمان جديد به ستوه آمدهاند. اين دسته از مبارزان اغلب عملياتهايي را تدارك ميبينند كه مستقيماً نيروهاي بيگانه را هدف قرار ميدهد. آنها دست به عمليات انتحاري نميزنند و جان غيرنظاميان و هموطنانشان برايشان عزيز است، اما بدبختانه رسانههاي ما نيز چون غرب، هر مقاومتي را به طالبان نسبت ميدهند. بايد اين دو را از هم تفكيك كرد.
بر همين اساس برخي مدعيان تحليل مسائل افغانستان نظر ميدهند كه تقسيم طالبان به تندرو، ميانهرو يا خوب و بد، تقسيمي امريكايي است و مردود. آنها نيز ندانسته به دامان نقشه غرب براي بد جلوه دادن مقاومت مشروع مردم افغانستان افتادهاند.
حالا كه غرب و رسانههاي ما هر مقاومتي را و هر عملياتي را از جانب طالبان ميدانند و هيچ نام ديگري را مطرح نميكنند، لاجرم بايد گفت اگر همه اينها را بناست طالبان بناميم، برخي از اين طالبان - به ادعاي شما- خوبند و مقاومتشان محترم، حتي بايد به كمكشان رفت. اميدوارم دستگاه ديپلماسي و رسانههاي ما در دام اين نيرنگ غرب براي محكوميت كل جريان مقاومت در افغانستان نيفتند. انشاءالله.
منبع : جوان آنلاین ، کد مطلب: 468616
+ نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت1391ساعت 13:14  توسط محمد حسین جعفریان
|